تعداد بازدید: 139
زبان : فارسی

ترجمه فارسی سخنرانی

مهناز ادراکی

تاریخ درج خبر : 1404/11/30

ترجمه فارسی سخنرانی

همیشه آرزو داشتم در آینده شغلی را انتخاب کنم که بتوانم در آن اثری ماندگار از خود به جا بگذارم؛ شغلی که حتی اگر روزی کار نکنم، باز هم بتوانم از بیرون نتایج و ثمراتش را ببینم.

 

رشته‌ی تحصیلی‌ام کشاورزی بود، اما از کودکی عشق اصلی‌ام کتاب و مطالعه بود. اکنون بسیار خوشحالم، چون وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، با خود می‌گویم چه انتخاب خوبی بود که کاری را انجام دادم که دوستش داشتم.

 

این افتخار را داشتم که بنیان‌گذار و مسئول کتابخانه‌ی دانشکده‌ی دندان‌پزشکی دانشگاه شیراز باشم.

 

پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، با وجود اصرار والدینم، هیچ علاقه‌ای به ادامه‌ی تحصیل در رشته‌ی خود نداشتم. مدتی به فرانسه رفتم تا خودم را پیدا کنم و بفهمم واقعاً از زندگی چه می‌خواهم.

 

پس از بازگشت، وقتی آگهی استخدام کتابدار را در روزنامه‌ی «خبر» آن زمان دیدم، بلافاصله ثبت‌نام کردم و با اشتیاق در مصاحبه‌ی حضوری شرکت کردم. پذیرفته شدم و پس از حدود شش ماه کارآموزی در کتابخانه‌های مختلف و سه ماه کار در انجمن فرهنگی بریتانیا (British Council) که آن زمان در خیابان زند قرار داشت، کارم را به‌عنوان کتابدار آغاز کردم.

 

در آن زمان، کتابخانه‌ی دندان‌پزشکی تنها شامل یک قفسه با حدود ۷۵ کتاب مرجع و تعداد محدودی مجله بود. این کتابخانه در بیمارستان نمازی، زیر نظر زنده‌یاد خانم آذری، برای استفاده‌ی دانشجویان و اعضای هیئت علمی دندان‌پزشکی تأسیس شده بود.

 

اما تا زمان بازنشستگی من، تعداد کتاب‌ها به ۶۲۰۰ جلد کتاب انگلیسی در رشته‌های مختلف دندان‌پزشکی، ۲۱۰۰ جلد کتاب فارسی و ۱۵۰ عنوان نشریه رسید.

 

به محض ورود به آن کتابخانه‌ی کوچک، حس عجیبی از تعلق در وجودم شکل گرفت و فهمیدم مسیر درستی را انتخاب کرده‌ام. با خود گفتم:

«من را چه به کشاورزی و علوم خاک؟ جای من دقیقاً همین‌جاست؛ در کتابخانه.»

 

این اشتیاق باعث شد با علاقه‌ی فراوان برای تهیه‌ی تجهیزات ضروری کتابخانه تلاش کنم؛ از میز و صندلی گرفته تا قفسه‌ی کتاب، میز امانت و تحویل، کارت‌دان‌های مخصوص برای کتاب‌های فهرست‌شده، قفسه‌های نمایش آخرین شماره‌ی مجلات، و وسایلی مانند دستگاه زیراکس، دستگاه چاپ کارت کتاب، ماشین تحریر و دیگر ملزومات کتابخانه.

 

پس از انتقال کتابخانه به ساختمان دانشکده‌ی دندان‌پزشکی، کار رسمی خود را با انگیزه و عشق فراوان آغاز کردم. کتاب‌های مورد نیاز رشته‌ی دندان‌پزشکی را از نمایشگاه‌های داخلی و خارجی تهیه می‌کردیم. مجلات انگلیسی را نیز از کشورهای مختلف از طریق واسطه‌های معتبر به صورت اشتراک سفارش می‌دادیم. پس از کامل شدن هر دوره از مجلات، آن‌ها را صحافی کرده و در قفسه‌های مربوطه قرار می‌دادیم تا کاربران به جدیدترین منابع علمی دسترسی داشته باشند. پایان‌نامه‌ها و کتاب‌های مرجع فارسی و انگلیسیِ غیرمرتبط با دندان‌پزشکی نیز در قفسه‌های ویژه نگهداری می‌شدند.

 

سیستم فهرست‌نویسی کتابخانه بر اساس رده‌بندی دهدهی دیویی (DDC) بود. پس از ثبت و فهرست‌نویسی، کتاب‌ها بر اساس عنوان، موضوع، نام نویسنده و شماره‌ی دیویی (شماره راهنما / Call Number) در فهرست‌های کارتـی ثبت و در دسترس قرار می‌گرفتند.

 

به‌تدریج پس از انتقال کتابخانه به محل فعلی در خیابان قصرالدشت، و با آغاز دوران اینترنت، بخشی به نام «واحد کامپیوتر» با شش دستگاه رایانه‌ی به‌روز در کتابخانه راه‌اندازی شد. از آن پس، دسترسی به منابع الکترونیک و جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی مختلف به سرعت انجام می‌شد؛ کاری که پیش از آن بسیار زمان‌بر بود. در آن دوران، هفت نفر نیروی مجرب در بخش‌های مختلف کتابخانه به کاربران خدمات ارائه می‌دادند.

 

اکنون که سال‌ها از بازنشستگی من می‌گذرد، به‌روشنی می‌دانم که از لحظه‌به‌لحظه‌ی کار در کتابخانه لذت برده‌ام. نمی‌دانم آیا می‌توانستم در شغل دیگری تا این اندازه خوشحال و راضی باشم یا نه. هنوز هم بعد از این همه سال، شب‌ها در خواب کتاب‌ها و کتابخانه را می‌بینم و باور دارم هیچ شغلی بی‌ارزش نیست اگر با عشق انجام شود. مسیر زندگی باید با دل انتخاب شود، نه با انتظار و خواست دیگران.

 

هر جا که احساس تعلق کنیم، همان‌جا می‌تواند بهترین بخش زندگی ما باشد

  نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.